قصه قلبی که دوباره جان گرفت؛ لبخند دوباره یک خانواده قصه ما این بار، قصه دختری است که روزهای سختی را با ناتوانی و نفسهای به شماره افتاده پشت سر گذاشت. روزهایی که برای یک…
نفسهایی که جان گرفتند؛ معجزه یک تپش آرام گاهی یک نفس راحت کشیدن، بالا و پایین رفتن آرام قفسه سینه در خواب، برای کسی بزرگترین آرزوی زندگی است. ما انسانها روزانه هزاران بار بدون اینکه…
قصه زندگی دوباره؛ وقتی صدای تپش قلب یک کودک، زیباترین موسیقی دنیا میشود قصه ما این بار، باز هم راوی امید و سلامتی یکی از کودکان بیگناه سرزمینمان است. دختری که روزهایی سخت و پرالتهاب…
گاهی معجزه در قالب نسخهای پیچیده، نوری بر پرده اتاق عمل، یا دستان پرمهر پزشکی تجلی مییابد که سالها دانش و مهارت خود را وقف بخشیدن دوباره امید به خانوادههای دردمند کرده است. در کشاکش…
قصه قدمهایی که دوباره جان گرفتند؛ وقتی امید روی پا میایستد برای بسیاری از ما، راه رفتن سادهترین و پیشپاافتادهترین کار روزمره است. ما بدون اینکه به قدمهایمان فکر کنیم، میایستیم، راه میرویم، میدویم و…