ساعت هفت صبح بود. بقیه بچههای محله داشتند کیف مدرسهشان را برمیداشتند. اما علی، نهساله، با دستان کوچکش سطل آشغالهای کوچه را زیرورو میکرد — نه برای شیطنت، بلکه برای پیدا کردن چیزی که بتواند…
علی هفت ساله است. هر روز صبح با معده خالی راهی مدرسه میشود. معلمش میگوید باهوش است، اما گاهی روی میزش میخوابد. نه از تنبلی — از گرسنگی. داستان علی، داستان میلیونها کودک در ایران…