قصه قلبی که دوباره جان گرفت؛ لبخند دوباره یک خانواده قصه ما این بار، قصه دختری است که روزهای سختی را با ناتوانی و نفسهای به شماره افتاده پشت سر گذاشت. روزهایی که برای یک…
نفسهایی که جان گرفتند؛ معجزه یک تپش آرام گاهی یک نفس راحت کشیدن، بالا و پایین رفتن آرام قفسه سینه در خواب، برای کسی بزرگترین آرزوی زندگی است. ما انسانها روزانه هزاران بار بدون اینکه…
یک تپش کوچک، یک امید بزرگ؛ بازگشت دوباره به دنیای کودکی دنیای کودکی باید پر از رنگ، دویدنهای بیوقفه، خندههای بلند و زانوهای زخمی از شیطنتهای کودکانه باشد. اما گاهی یک قلب کوچک، برای ادامه…