تصور کنید در حیاط یک مدرسه ایستادهاید. صدای خنده و دویدن بچهها فضا را پر کرده است. اما در گوشهای از حیاط، پسربچهای ۱۰ ساله به نام «امیرعلی» روی نیمکت نشسته و تنها به بازی…
برای بعضی کودکان، زندگی از همان نخستین روزهای تولد با سختترین آزمونها آغاز میشود؛ آزمونهایی که گاهی نفس کشیدن را هم به یک مبارزه تبدیل میکنند. این داستان، روایت کودکی است که سالها به دلیل…
وقتی تبهای بیدلیل، زنگ خطری برای کلیههای کوچک میشوند داستان ما از یک روستای دورافتاده آغاز میشود؛ جایی که «امیرعلی»، پسرک چهارساله قصه ما، شبهای زیادی را با تبهای بالا و بیدلیل صبح میکرد. مادرش…
اولین باری که سارا فرزندش را در آغوش گرفت، اشکهایش نه از سر شوق محض، بلکه ترکیبی از عشق و ترسی عمیق بود. نوزاد او، «علی»، با شکافی عمیق بر روی لب و کام به…
گاهی یک معجزه، نه با اتفاقی خارقالعاده از آسمان، بلکه با دستهای زمینی آدمهایی رقم میخورد که تصمیم میگیرند دست یک کودک را در سختترین لحظات رها نکنند. تصور کنید نوزادی پا به این دنیا…