روایت دستانی که زندگی میبخشند: همراهی دکتر امیر زرگر با حامی قلبهای کوچک
پشت درهای بسته اتاق عمل، ثانیهها به کندی سالها میگذرند. مادری با دستهای لرزان، تسبیحی را میچرخاند و پدری با چشمانی پر از اشک، به دیوار تکیه داده است. آنها از روستایی دورافتاده آمدهاند؛ با…